دلنوشته های مهدی طلبه

شعر

 

مثنوی گلشن راز (که شد از سرّ وحدت واقف آخر )

که شد از سرّ وحدت واقف آخر شناسای چه آمد عارف آخر؟

کسی بر سرّ وحدت گشت واقف که او واقف نشد اندر مواقف

دل عارف شناسای وجودست وجود مطلق او در شهودست

بجز هستِ حقیقی هست، نشناخت و یا هستی، که هستی پاک در باخت

وجود تو همه خار است و خاشاک برون انداز از خود جمله را پاک

برو تو خانۀ دل را فرو روب مهیّا کن مقام و جای محبوب

چو تو بیرون شدی او اندر آید به تو بی تو جمال خود نماید

موانع تا نگردانی زخود دور درون خانۀ دل نایدت نور

موانع چون در این عالم چهار است طهارت کردن از وی هم چهار است

نخستین ،پاکی از احداث و انجاس دوم از معصیت واز شرّ و وسواس

سیم پاکی از اخلاق ذمیمه است که با وی آدمی همچون بهیمه است

چهارم پاکی سر است از غیر که اینجا منتهی میگرددت سیر

هر آن کو کرد حاصل این طهارات شود بی شک سزاوار مناجات

اشعار بالا اشاره به این دارد که اول انسان باید پاک و طاهر شود و آنگاه پس از طهارت می تواند به مقام قرب الهی دست یابد.پاکی و طهارت چهار مرحله دارد که مرحلۀ اول طهارت از نجاسات ظاهری می باشد و مرحلۀ ذوم طهارت و پاکیزگی از گناهان است و مرحلۀ سوم پاکیزگی از اخلاق زشت و ناپسند است و مرحلۀ چهارم که سخت ترین مراحل است پاکیزگی و طهارت دل و روح و جان انسان از غیر خدا می باشد،که مرحلۀ توحید افعالی می باشد یعنی سپردن دل به خدا
و قائل نشدن به مؤثّری غیر از خدا در امور.

 

 



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 04 اردیبهشت 1393
ساعت 15:14  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


مادر



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 04 اردیبهشت 1393
ساعت 15:07  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


سبک زندگی

 

حقوق همسایه از دیدگاه پیامبر(ص)‌ چنین است:

1. «اگر از تو یاری خواست، به فریادش برسی»؛
2. «اگر از تو قرض خواست، به او قرض دهی»؛
3. «اگر نیازمند شد، نیازش را برطرف ساز»؛
4. «اگر مصیبتی دید، او را دلداری دهد»؛
5. «اگر خیر و خوبی به او رسید، به او تبریک و شادباش گویی»؛
6. «اگر بیمار شد به عیادتش روی»؛
7. «وقتی مُرد،‌ در تشییع جنازه‌اش شرکت کنی»؛
8. «خانه‌ات را بلندتر از خانۀ او نسازی تا جلوی جریان هوا را بر او بگیری، مگر آنکه خودش اجازه دهد»؛
9. «هرگاه میوه‌ای خریدی، برای او هدیه بفرستی وگرنه مخفیانه میوه را به خانه‌ات ببر»؛
10. «فرزندت را همراه میوه بیرون نیاور که بچّه همسایه با دیدن میوه در دست او ناراحت شود»؛
11. «با بوی دیگت، او را ناراحت نکن، مگر آنکه مقداری از غذای آن را برای او بفرستی»

میزان الحکمه، ج 2، ص 920.



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393
ساعت 13:44  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


 

اعمال قبل از خواب حضرت زهرا(سلام الله علیها)
♥•٠·
شبی حضرت زهرا (سلام الله علیها)رختخواب خود را پهن کرده بود و می‌خواست بخوابد که حضرت رسول (صلی الله علیه و آ له) بر وی وارد شد ،و فرمود :ای فاطمه ، نخواب مگر اینکه چهار عمل بجا آوری :اول آنکه قرآن را ختم کنی، دوم اینکه پیامبران را شفیعان خود گردانی ، سوم اینکه مؤمنین را از خود خوشنود کنی ، چهارم اینکه حج و عمره بجا آوری.
حضرت این را فرمود و مشغول نماز شد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) صبر کرد تا نماز خود را تمام کرد .سپس فرمودند :یا رسول الله به چهار چیز امر فرمودی که من در این وقت ،قدرت ندارم آن‌ها را انجام دهم.

حضرت تبسم کرد و فرمود :هر گاه سه مرتبه قل هو الله احد بخوانی مثل آن است که ختم قرآن کردی و هر گاه صلوات بفرستی بر من وبر پیامبران قبل از من،در روز قیامت ما شفیعان تو خواهیم بود ،و هر گاه برای مؤمنین استغفار کنی همه آنان از تو خشنود می‌شوند ،و هر گاه بگویی «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر »،مثل آن است که حج و عمره انجام دادی ."بهجة/ ج1/ص 304 "



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393
ساعت 13:36  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)




برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  سه‌شنبه 02 اردیبهشت 1393
ساعت 19:00  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


 

امام هادی (علیه السلام) می فرمایند:

الدُّنْیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ
دنیا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن (براى آخرت) سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  سه‌شنبه 02 اردیبهشت 1393
ساعت 18:57  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


ایت الله مجتهدی جمله یزیبا

 

خاک پای پدر و مادر باشید
♥•٠·
مواظب باشید عاق والدین نشوید و پدر و مادر نفرینتان نکنند و بگویند:"خدایا من از این فرزندم نمی گذرم" یک وقت خیره خیره به پدر و مادرتان نگاه نکنید. حالا پدرتان سر شما داد زده است، نباید کاری کنی.
پدر حاج شیخ عباس قمی مفاتیح الجنان، پای منبر حاج شیخ غلامرضا نشسته بود. حاج شیخ غلامرضا داشت از روی کتابی که حاج شیخ عباس قمی نوشته بود، مسأله می گفت. پدر حاج شیخ عباس نمی دانست که این کتاب را پسرش نوشته و حاج شیخ عباس هم چیزی به او نگفته بود.
حاج شیخ عباس آمد در گوش پدرش چیزی بگوید، ناگهان پدرش جلوی مردم سر او داد زد که "بیا و بنشین ببین حاج شیخ غلامرضا چه می گوید؟ بیا و بنشین و بفهم!" حاج شیخ عباس قمی به پدرش گفت:"پدر جان! دعا کن بفهمم" نگفت این کتاب را من خودم نوشتم، نرفت به مادرش بگوید پدرم جلوی جمع آبروی مرا ریخت، خیره خیره به پدرش نگاه نکرد، فقط آهسته گفت: "پدر جان! دعا کن بفهمم"



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 01 اردیبهشت 1393
ساعت 11:32  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


دل نوشته

 

فاصله ما با خدا
♥•٠·
موسی به خدا گفت: چند قدم میان «من» و «تو» فاصله است؟

وحی آمد: یک قدم، پا بگذار روی خودت، قدم بعد کنار منی ...!



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 01 اردیبهشت 1393
ساعت 11:25  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


دل نوشته

 

یا لطیف
این را از نرمی نوازش هایت فهمیده ام!
♥•٠·
بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا أرْجُو إلاّ فَضْلَهُ ،

بـنـام خـــدا یــى كـه جـز فـضـلـش امـیـدى نــدارم
چــه آرامــشِ بــهــشــتــــ گــونــه ای دارنـــد
لـحـظـه هــایــی کــه سرشــارنــد از تـــو



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  دوشنبه 01 اردیبهشت 1393
ساعت 11:12  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


دل نوشته

 

بدون شرح



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 فروردین 1393
ساعت 12:18  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران